داشتم اینو میخوندم که یه عالمه مساله هجوم آوردن به ذهنم و احساس کردم که اگه نیام اینجا بنویسم خفه می شم !!!
آخ من از این کلمه ی “فرداروز” ،َای! بدم میاد، اینقدر بدم میاد که گلاب به روت می شنومش میخوام برم دستشویی! فردا روز می میری فردا روز پشیمون میشی فردا روز منفجر میشی، ال و بل و جیمبل! میشی! آخه این کلمه یعنی چی؟ خداییش توی حرفای درست و حسابی آدما تا حالا دیدی کسی از این استفاده کنه؟! کلا نماد حرفای خاله زنکی و غیرعلمی و آدم بدبخت کن واسه من این کلمه س که نمی نویسمش چون چندشم میشه!
قصه، همون قصه ی دخترای متاهل توی دهه ی سوم زندگیشونه و افتادن یه مشت خاله خان باجی به جونشون که بدو بدو بدو بدو! چی شده؟ باید بچه بیاری!(اینم ازون عبارتاسا! بچه بیاری! بچه م کجام بود که بیارم؟!) اگه همین الان باردار نشی ال میشه و بل میشه و جیمبل میشه!!! تازه اینجا نوشته که بهش گفتن رحمش خشک میشه!!!(رحم به مثابه درخت!) بعد از خواند مقاله ی شهر یک درخت نیست، حالا پس فردا هم باید بریم مقاله ی رحم یک درخت نیست رو بخونیم!
خب این که واضحه که اینا همه ش مزخرف محضه اما این قضیه 2 سویه داره در ذهن من:
اول: بی سوادی مفرط ملت و خرافه پرستی و وجود پزشک نماهای مدرک از آکسفورد گرفته! و …
دوم: یاد میلان کوندرا می افتم و این جمله که بزرگترین دشمنان یک زن، قطعا بقیه زنها هستند (و هیچ مردی نمی تونه تا اون حد مسبب گند زدن به زندگی یک زن باشه که بقیه زنا می تونن) یعنی احساس می کنم که این نسلی که گند زده به زندگی خودش و همه عمرش بچه بزرگ کرده و در و دیوار سابیده و یا این دو تا رُ همراه با کار بیرون از خانه انجام داره اون هم از هفده سالگی!!! حالا به طرز کاملا ناهشیاری مشغول گند زدن به زندگی نسل فرزندانشه. انگار نمی تونه ببینه که این نسل شاد و سالم و خوشبخت زندگیشو بکنه و بعدش هم هر موقع که خواست و تصمیم گرفت بچه دار شه و اون بخش زندگیش رو هم با آرامش و لذت سپری کنه…
واقعا وحشتناکه… توی دانشگاه یه همکلاسی دارم که از اولش دختر نحیف و مریض حالتی! بود!!! خونواده ی خیلی فقیری داره و از یه جای اطراف تهران میاد دانشگاه که 3-4 ساعت توی راهه… حالا این بچه پارسال ازدواج هم کرده… متاسفانه با یه بنده خدایی با وضع مالی وحشتناک تر از خودشون… این ترم یکهو یک ماه نیومد و بعدش اومد گفت که بیماری عفونی داشته و بستری بوده و تازه سرش هم شکسته بوده و بخیه خورده و… بعد از 2 هفته اومد گفت که دکتر (شما بخون آب حوض کش!) بهش گفته که عفونت گرفتناش مال اینه که بچه نداره! بچه دار شه خوب میشه!!!! یعنی ای خدا! یه دختر لاغر و مریض که تازه یه بیماری عفونی رو رد کرده و خودش و شوهرش توی یه اتاق اطراف خاک سفید زندگی میکنن که توی زمستون برای گرم کردنش و گاز و… با مشکل مواجهن، الان یه ماهه که حامله س و هی هم میگه که زیر نظر دکتره!!!
من نمیدونم حالا واقعا راست میگه یا نه؟ اگه راست بگه که حتما مغز دکترش یه چیزی تو مایه ی باقالی رشتیه! و آمپول زن بوده و توی منطقه ای که اینا زندگی میکنن همه فکر کردن این دکتر زنانه! اگه هم دروغ بگه و به دستور یه سری خاله خان باجی حامله شده باشه، حتما الان دکتر داره با کف دو دست بر سر خودش و این دختره میکوبه که حالا من با تو چی کار کنم؟ آخه فکر کنین! مگه جنین دستمال کاغذیه که برای درمان عفونتای داخلی این خانوم ازش استفاده کنن؟ اگه بچه ش سقط شه چی؟ اگه ناقص و عقب مونده دنیا بیاد چی؟ اگه این دختر بیست و یک ساله تا ابد دیگه نتونست بچه دار شه چی؟
به مامانم هم قضیه این دختره رو گفتم. خیلی ناراحت و نگران شد… اما توصیه ی اکید کرد که چیزی به این دختره نگم… چون حتما خودش کلی توی فشاره و… والا ما که اکیدا کاری با عروس مردم نداریم بریم مخش رو بزنیم! خیلی دوس دارم تایپ کنم: “تازه به من چه؟ من که توی این سه ساله با این دختره 5 جمله حرف زدم مگه فضولم نخود آش بچه به دنیا آوردن یا نیاوردن، مساله استِ بشم؟!” اما یه چیزی از اعماق آرکی تایپای بشری درونم به من نهیب می زنه که: هااااا من وجدان بیدار تو بیدم…!….برو بشریتو آگاه کن! برو بگو دکترشو عوض کنه برو بگو … برو مخو تیلیت کن دیگه ! دِ برو دیگه!
فیلم Mona Lisa Smile رو دیدم. دو بار! بدک نبود. شاید پست بعدی رو در این باره بنویسم. دارم آرشیو فیلمای کیت وینسلتمو تکمیل می کنم و الان حسابی از دیدن فیلمای تاریخی-رمانتیک ساخت دهه نود مشعوفم و زبان انگلیسی شکسپیر خوانیم چنان رو به پیشرفته که حس می کنم نباید انگلیسی حرف بزنم چون ممکنه با نجیب زاده های قرن 17 و 18 اشتباه بگیرنم و بگن بابا بیاین این یارو ببرین بذارین سرجاش! کی لای این کتاب تاریخو باز گذاشته این دختره ازش پریده بیرون!!! (بانوی ارغوانی در حال فرار با دامن فنردار چین چینی 6 لایه!!!)… من که نفهمیدم این چه جور نجیب زاده ای بود که دامن چین چین پاش بود؟! شما فهمیدین؟
آخ من الان دارم درس میخونم میخونم میخونم وبلاگ میخونم آرشیو فیلمای ندیده مو می بینم آخ انقده خوش میگذره! آخ چقدر داره بهم سخت میگذره…. الان من نماد آدمی هستم که 2 ماه دیگه کنکور داره! متوجه که هستین که؟!
… من می ترسم! … کنکور!
دسامبر 14, 2008 در t 3:29 ب.ظ
سلام.خووووبی؟ در این که بسیاری از بانوان محترمه د این زمینه نسخه خاله زنکی می پیچن شکی نیست اما من خودم واقعا توسط یک دکتر فوق تخصص و جراح درجه 1 با همین حرفها مواجهه شدم!
این خانم دکتر محترم البته خیلی مذهبی بودن و به من بیچاره گیر دادن که الا و بلا تا دفعه دیگه که میای باید فکراتو بکنی و تصمیم به بچه دار شدن بگیری! چه معنی داره با 27 سال سن و سه سال سابقه ازدواج!میگی بچه نمی خوام!!
تازه تو دلمم خالی کرد که تو اصلا ممکنه دو سه سال تقلا کنی و نتونی حامله بشی!در حالی که بنده هیچ مشکل پزشکی ندارم و خودشممشکلی پیدا نکرد بم بگه!
بدیهی بود که بنده دکترمو عوض کردم.;)
دسامبر 28, 2008 در t 12:34 ق.ظ
حدسم درست بود تو امتحان داری گیر دادی به آرشیو ملت
مرسی عزیز به خاطر لینک های آن شرلی. کیفیتش چطوریه؟ چون من یه سریشو با کیفیت کلنگ دانلود کردم گفتم بپرسم ببینم اگه خوبه اینا رو دانلود کنم.
در ضمن من این دخالت ملت تو امور اطاق خواب دیگران حتی دخترشونو نمی فهمم! تازه این خانمی که لینک کردی بینوا فکر کنم الان تازه 23 یا 24 سالش باشه! من تو این سن داشتم هنوزم بالانس میزدم ازدواج که هیچ!
دسامبر 30, 2008 در t 3:09 ب.ظ
من مطمین نیستم از کیفیتش چون هنز دانلودم تموم نشده اما کسی که اونجا کامنت گذاشته بود گفته بود که کیفیتش خوبه. ! مرسی از نظرتون!